آدمهای جنگلی... آدمهای دریایی
روزگاری همهچیز و همهکس، «ساده» بودند. اگر با کسی دوست میشدی... یا وارد رابطهای میشدی تا به نتیجهای برسانی، خیلی زود، همهچیز مخاطبت را میشناختی...
بعد، نوبت «تصمیم» میشد... یا ادامه میدادی یا میرفتی پیِ کارَت!
حالا آدمها پیچیده شدهاند...
با آدمهای اشتباهی کاری ندارم... اما آدمهای درست، دو جورند:
دریاییها...
جنگلیها
«دریاییها»، سِیری تکراری، پرشکوه و «در تکرار» دارند... شبیه موجهای دریا. اگر چند ماهی کنارشان باشیم، میتوانیم حدس بزنیم که تا سالهای بعد و مواجهشدن با مسائل، همیناند که الان میبینیم... و رفتاری خواهند کرد که پیشبینیشده است... اغلب هم شاغل و مشغول کار و آدابی ثابتاند که تکرار میشود.
جنگلیها، مانند دریا، آرامبخش و جذاباند اما به سادگیِ دریا پیشبینی نمیشوند. بهخاطر عشقی که به مطالعه، هنر و آموختن دارند، «رازآلود» میشوند.
همراهی با دریاییها، مسیری مستقیم است... با منظرههایی جذاب و ثابت که در فاصلهای مشخص از مسیر ایستادهاند تا تماشایشان کنی...
همراهی با جنگلیها، رفتن «در میان منظرهها»ست... جذاب است اما مسیرش مستقیم نیست، سرشار از بوتهها و درختانی دیدنی است.
عزیز!...
با این که دریا را عاشقانه دوست دارم اما انتخابم «همراهی با جنگلیها» بوده... دلم نمیآید همین عمر کوتاه را کنار کسانی باشم که در زندگی، فقط جزر و مد دارند... یا قهقهه میزنند یا خشمگیناند...
آدمهای جنگلیِ حقیقی، ادا درنمیآورند... عمیقنما هم نیستند... تا همقدمشان میشوی، زندگیات سرشار از تعادل، کشف، شهود، برکت، ایثار و «عشق» میشود...
مسیرت شبیه رسیدن به دریا میشود... منتها از میان سرسبزی و دلگشایی جنگل!
https://t.me/sm_sadatakhavi
متن:
سید محمد سادات اخوی
موسیقی و تنظیم:
بهنام کلاهبخش،نیما کاظمی
شعر و خوانش:
کاوه کیانی
تصویر و کلیپ:
پیمان جاوید نیا
